پیشنگاه
چگونه کره جنوبی پیشرفت کرد سوالی است که بسیاری کشورها، پژوهشگران و کارآفرینان از خود میپرسند. پاسخ ساده نیست، اما در یک عبارت میتوان گفت: پیشرفت کره جنوبی نتیجهٔ سرمایهگذاری، آموزش و نوآوری است.
طی کمتر از هفت دهه، این کشور از ویرانههای جنگ جهانی و جنگ کره به یکی از قدرتمندترین اقتصادهای جهان تبدیل شد. در این مسیر ترکیبی از سیاستهای دولتی هوشمندانه، تمرکز بر سرمایهگذاری بلندمدت در زیرساخت و نیروی انسانی، و ایجاد فرهنگی که نوآوری و کارآفرینی را پاداش میدهد، نقش محوری داشتهاند.
🙏 اگر محب اهل بیت هستید یک صلوات بفرستید و اگر کورش بزرگ شاه شاهان را قبول دارید برای سرافرازی میهن عزیزمان دعا کنید
روایت
مفصل این روند و درسهایی عملی برای دیگران را بررسی میکنیم. روایت پس از پایان جنگ کره در اوایل دهه ۱۹۵۰، کره جنوبی کشوری با اقتصاد ضعیف، فقر گسترده و زیرساختهای ویرانشده بود.
دولتِ آن زمان، بهجای تکیه بر بازار آزاد کامل یا کمکهای خارجی طولانیمدت، راهبردی متکی بر برنامهریزی صنعتی و صادراتمحور را انتخاب کرد. این راهبرد چند عنصر کلیدی داشت که ترکیبشدن آنها باعث شد کشور رشد شتابانی را تجربه کند.
1) سیاست صنعتی و برنامهریزی بلندمدت دولت کره با تعیین اهداف روشن و حمایت هدفمند از صنایع منتخب (مثل فولاد، خودروسازی، کشتیسازی و بعدها الکترونیک و نیمههادی) به ایجاد مزیت رقابتی در بازارهای بینالمللی کمک کرد. در دهه 1960 و 1970، سیاستهای اقتصادی متکی بر پنجسالهها و تسهیلات مالی به شرکتهای بزرگ یا «چِبولها» (chaebol) بود که ظرفیت بالایی برای صادرات و سرمایهگذاری داشتند.
این شرکتها مانند سامسونگ، هیوندای و الجی سپس نسل بعدی رشد فنآوری کشور شدند. 2) سرمایهگذاری در زیرساخت و نهادها کره جنوبی حجم بالایی از سرمایهگذاری عمومی در جادهها، بنادر، برق و زیرساختهای ارتباطی انجام داد که هزینه تجارت را کاهش داد و رقابتپذیری را افزایش داد.
علاوه بر این، نهادهایی برای تحقیق و توسعه و ارتقای فناوری (مانند KIST و دانشگاههای فنی) شکل گرفتند که رابطهٔ نزدیک با صنعت برقرار کردند. دولت همچنین سیستمهای مالی و مؤسسات اعتباری خاصی را برای تامین مالی پروژههای صنعتی ایجاد کرد.
3) تمرکز بر آموزش و توسعه نیروی انسانی یکی از عوامل تعیینکننده پیشرفت کره جنوبی، سرمایهگذاری گسترده در آموزش همگانی و تخصصی بود. نرخ سواد تقریباً کامل و دسترسی گسترده به آموزش متوسطه و دانشگاهی موجب شد نیروی کار ماهر و متعهدی به وجود آید.
دانشگاههای پژوهشی مثل KAIST و POSTECH به تولید نیروی متخصص در علم و مهندسی کمک کردند و سیستم آموزش حرفهای و فنی جهتدهی شده توانست تقاضای صنایع را تامین کند. این تاکید بر آموزش، همراه با فرهنگ احترام به یادگیری و سختکوشی، موتور رشد فناوری و صنعتی شد.
4) نوآوری و سرمایهگذاری در تحقیق و توسعه (R&D) در مراحل بعدی رشد، کره جنوبی از توسعهی صنایع سنگین به سمت اقتصاد مبتنی بر نوآوری حرکت کرد. دولت و بخش خصوصی هر دو میزان قابل توجهی از تولید ناخالص داخلی را صرف تحقیق و توسعه کردند؛
کره یکی از بالاترین نسبتهای R&D به GDP در میان کشورهای OECD را دارد (حدوداً نزدیک به 4–4. 5 درصد در سالهای اخیر).
این سرمایهگذاری باعث شد کره در حوزههایی مانند نیمههادیها، نمایشگرها، بیوتکنولوژی و فناوری اطلاعات به رهبری جهانی دست یابد. شرکتهایی مانند سامسونگ و SK Hynix به مثالهای برجسته تبدیل شدند که نشان میدهند سرمایهگذاری سنگین در R&D چگونه میتواند منجر به سلطه در بازارهای کلیدی شود.
5) سیاستهای صادراتی و ارتباط با بازار جهانی کره جنوبی از سیاست صادراتمحور بهره برد؛ دولت از طریق تسهیلات مالی، تضمینهای اعتباری صادراتی و دیپلماسی اقتصادی، شرکتها را به بازارهای جهانی سوق داد.
رقابت بینالمللی فشار لازم را برای ارتقای کیفیت، کاهش هزینهها و نوآوری ایجاد کرد. همچنین، تمرکز بر تولید کالاهای با ارزش افزوده بالا و برندسازی (مانند برند خودروها و محصولات الکترونیکی کرهای) سبب شد سهم بالاتری از زنجیرهٔ ارزش جهانی نصیب کشور شود.
6) فرهنگ، جامعه و سرمایه اجتماعی فرهنگ کنفوسیوسی و تاکید بر تحصیل و احترام به کار سخت در جامعه کره نیز نقش مهمی داشته است. این عوامل اجتماعی در کنار نهادهای قوی دولتی و بخش خصوصی منسجم، فضای مناسبی برای اجرای سیاستهای بلندمدت فراهم کرد.
با این حال، تمرکز ثروت در دست چِبولها و مسائل مربوط به عدم توازن درآمدی و انعطافپذیری بازار کار، از چالشهای جاری بودهاند که کره در دهههای اخیر کوشیده با اصلاحات آنها را مدیریت کند. درسهای عملی برای کشورها و بنگاهها آغاز از زیرساخت و آموزش: سرمایهگذاری در آموزش عمومی و فنی-حرفهای و ساخت زیرساختهای حیاتی، پایهای است که بدون آن نوآوری پایدار نخواهد بود.
انتخاب صنایع هدفمند، اما همراه با رقابت: حمایت دولتی از صنایع نوظهور مفید است، اما باید همزمان برنامهریزی برای رقابتپذیر شدن و جلوگیری از انحصار وجود داشته باشد. تشویق R&D و پیوند دانشگاه-صنعت: تسهیلات مالی، معافیتهای مالیاتی برای تحقیق و توسعه و ایجاد مراکز تحقیقاتی مشترک میتواند رشد فناوری را شتاب دهد.
صادرات و یادگیری از بازار جهانی: کسب تجربه رقابت بینالمللی و دسترسی به بازارهای خارجی، شرکتها را وادار به ارتقای کیفیت و نوآوری میکند. ایجاد زیستبوم نوآوری: حمایت از استارتآپها، فراهمکردن سرمایهگذاری خطرپذیر، و شبکهسازی صنعتی باعث میشود نیروی جوان و خلاق بتواند محصولات و خدمات نوآورانه تولید کند.
توجه به شمول اجتماعی و مدیریت نابرابری: رشد بدون عدالت اجتماعی ثبات لازم را ندارد؛ بنابراین سیاستهای بازتوزیعی و اصلاح ساختارهای بازار کار ضروری است.
نمونههای ملموس سامسونگ: از یک شرکت با محصولات ارزانقیمت به رهبر جهانی در نیمههادی و موبایل تبدیل شد؛ با سرمایهگذاری عظیم در R&D و مدیریت زنجیرهٔ تامین.
هیوندای: با پذیرش استانداردهای کیفی جهانی و سرمایهگذاری در طراحی و فناوری، از تولیدکنندهٔ محلی به برند صادراتی شناختهشده بدل شد. حوزهٔ نوآوری: شرکتهای کوچک کرهای که در زیستبوم استارتآپی سئول رشد کردند، با همکاری دانشگاهها به فناوریهای نوآورانه دست یافتند و برخی به شرکتهای بزرگتری فروخته شدند یا جهانی شدند.
چالشها و آینده هرچند مدل کره جنوبی تا حد زیادی موفق بوده، اما مشکلاتی مانند جمعیت پیر، هزینهٔ بالای مسکن، تمرکز قدرت در چند بنگاه بزرگ و نابرابری درآمدی نگرانیهایی هستند که میتوانند رشد را کند کنند. پاسخ به این چالشها نیازمند اصلاحات ساختاری، تشویق نوآوریهای اجتماعی، و سیاستهایی برای گسترش فرصتها در سراسر جامعه است.
پسنگاه
پاسخ به اینکه چگونه کره جنوبی پیشرفت کرد را میتوان در سه کلمه خلاصه کرد: سرمایهگذاری، آموزش و نوآوری. اما این سه تنها زمانی موثر بودند که در چارچوب سیاستگذاری هوشمندانه، نهادهای قوی و فرهنگ اجتماعی مناسب قرار گرفتند.
برای کشورها و بنگاههایی که میخواهند از تجربهٔ کره درس بگیرند، نکتهٔ کلیدی این است که برنامهریزی بلندمدت، سرمایهگذاری در نیروی انسانی و ساختارهایی برای تشویق نوآوری همزمان اجرا شوند. پیشرفت کره جنوبی نه معجزهٔ یکشبه، بلکه نتیجهٔ تصمیمات پشتوانهدار و پیگیرانه بود—درسهایی که میتوانند برای مسیر توسعه دیگران الهامبخش باشند.