پرش به محتوای اصلی

خطاهای شناختی ۱۷ گانه و تأثیرشان بر تصمیم‌گیری‌های روزمره

خطاهای شناختی موضوعی جالب و جذاب است که در تصمیم‌گیری روزمره‌ ما تأثیر زیادی دارد. این خطاها می‌توانند باعث شوند که ما در انتخاب‌هایمان به اشتباه بیفتیم یا از واقعیت دور شویم. در واقع، با شناخت این خطاها، می‌توانیم تصمیمات بهتری بگیریم و از تصمیم‌گیری‌های نادرست جلوگیری کنیم.

چرا مهمه؟

خطاهای شناختی به ما کمک می‌کنند تا درک کنیم چرا بعضی اوقات تصمیماتی می‌گیریم که بعداً از آن‌ها پشیمان می‌شویم. برای مثال، وقتی برای خرید یک محصول خاص به فروشگاه می‌رویم، ممکن است تحت تأثیر تخفیف‌ها یا تبلیغات قرار بگیریم و چیزی را بخریم که واقعاً به آن نیاز نداریم. این یکی از نشانه‌های خطای شناختی به نام “خطای نهادی” است که در آن ما تحت تأثیر یک عامل خاص، قیمت یا تصویر مرتبط، به یک نتیجه‌گیری غیرمنطقی می‌رسیم.

یکی دیگر از خطاهای شناختی معروف “خطای تأیید” است. این خطا به این معناست که ما بیشتر به شواهدی توجه می‌کنیم که نظریات قبلی‌مان را تأیید می‌کنند و شواهدی را که آن‌ها را رد می‌کنند نادیده می‌گیریم. مثلاً اگر کسی بر این باور باشد که یک رژیم غذایی خاص مؤثر است، بیشتر به مقالاتی که این رژیم را تأیید می‌کنند، توجه می‌کند و از مقالاتی که آن را رد می‌کنند غافل می‌شود. این می‌تواند باعث شود که ما به اشتباه به یک انتخاب خاص برسیم و از حقیقت دور شویم. در عرصه تصمیم‌گیری روزمره، خطاهای شناختی می‌توانند به صورت‌های مختلفی خود را نشان دهند.

مثلاً فرض کنید شما تصمیم دارید که یک ماشین بخرید. ممکن است به خاطر تبلیغات خوب یک برند خاص، تمایل پیدا کنید که آن را انتخاب کنید، حتی اگر تحقیقات نشان دهد که برند دیگری کیفیت بهتری دارد.

اینجا خطای “فراوانی” مطرح می‌شود، زیرا ما به خاطر دیدن و شنیدن زیاد از یک برند، کیفیت واقعی آن را نادیده می‌گیریم. اشتباه‌های رایج در تصمیم‌گیری همواره وجود دارند.

یکی از این اشتباهات “خطای مرتبط بودن” است. وقتی ما به یک مسئله نگاه می‌کنیم، معمولاً به دنبال ارتباطات منطقی هستیم. اما این ارتباطات گاهی می‌توانند ما را به اشتباه بیندازند. مثلاً ممکن است فکر کنیم چون یک شخص در یک موقعیت خاص موفق بوده، او همیشه در سایر موقعیت‌ها نیز موفق خواهد بود. در حالی که واقعیت ممکن است متفاوت باشد. در نظر داشته باشید که خطاهای شناختی فقط محدود به دو یا سه نمونه نیستند.

در واقع، تعداد زیادی از این خطاها وجود دارند که می‌توانند بر تصمیم‌گیری‌های ما تأثیر بگذارند.

به عنوان مثال، “خطای دست‌کم‌گیری” بیان می‌کند که ما تمایل داریم اهمیت یک عامل خاص را کمتر از آنچه که هست، ارزیابی کنیم. مثلاً اگر فکر کنیم که یک مشکل کوچک در یک پروژه به راحتی حل می‌شود، ممکن است در آینده دچار مشکلات بزرگ‌تری شویم. حالا سوال اینجاست که چطور می‌توانیم این خطاها را شناسایی و مدیریت کنیم؟ یکی از بهترین روش‌ها این است که آگاه باشیم و خود را در معرض نظرات و دیدگاه‌های مختلف قرار دهیم.

به عنوان مثال، قبل از اینکه تصمیمی بگیریم، می‌توانیم چند نظر متفاوت را بشنویم یا از دیگران بخواهیم که به ما بازخورد دهند. این بازخوردها می‌توانند ما را از خطاهای شناختی دور کنند و به ما کمک کنند تا تصمیمات بهتری بگیریم. از کجا شروع کنم؟

اولین قدم برای مدیریت این خطاها، شناخت آن‌هاست. می‌توانید با مطالعه بیشتر درباره خطاهای شناختی و نحوه‌ی تأثیر آن‌ها بر روی تصمیم‌گیری، آگاهی خود را افزایش دهید. همچنین می‌توانید تمرین کنید که برای هر تصمیمی که می‌گیرید، به عواقب آن فکر کنید و سعی کنید همه جوانب را در نظر بگیرید.

در نهایت، باید یادآوری کنیم که خطاهای شناختی بخشی از طبیعت انسانی‌ هستند و همه ما در معرض آن‌ها قرار داریم. شناخت این خطاها و تلاش برای به حداقل رساندن تأثیر آن‌ها می‌تواند به ما کمک کند تا تصمیمات بهتری بگیریم و زندگی‌مان را بهبود بخشیم.

از تجربیات دیگران یاد بگیریم و با دقت بیشتری به انتخاب‌هایمان نگاه کنیم. این کار می‌تواند به ما کمک کند تا از اشتباهات آتی جلوگیری کنیم و به جای انتخاب‌های غیرمنطقی، تصمیمات هوشمندانه‌تر بگیریم.

به یاد داشته باشید که پذیرش خطاهای شناختی نه تنها به ما کمک می‌کند بهتر تصمیم بگیریم، بلکه به ما این امکان را می‌دهد که درک عمیق‌تری از خود و دنیای اطرافمان پیدا کنیم. در نهایت، با شناخت و مدیریت این خطاها، می‌توانیم زندگی بهتری داشته باشیم و در انتخاب‌های روزمره‌امان موفق‌تر عمل کنیم.

🙏 اگر محب اهل بیت هستید یک صلوات بفرستید و اگر کورش بزرگ شاه شاهان را قبول دارید برای سرافرازی میهن عزیزمان دعا کنید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *